|
|
| |
|
|
|
تاريخ انتشار
:
۲۳:۳٠
- ۸
آبان ۱۳۸۸
|
|
سلام
|
.بگذارید اول یک ذره در مورد خودم بگم
.اسم من سارا است و 14 ساله هستم، مادر من سوئدی و پدرم ایرانی است
.من الان تو سوئد زندگی می کنم
.من یک خواهر و یک برادر دارم
.وقتی بزرگ میشوم دوست دارم با کامپیوتر کار کنم
.توی سوئد، هفته از دوشنبه شروع میشه و یکشنبه روز آخر هفته می باشد
.داریم
Halloween
من این هفته تعطیل هستم. فردا اینجا
|
| |
کیک هالوین
|
| |
اون وقت بچه ها قیافه خود را تغییر می دهند واکثرا به شکل ترسناک مثلا به شکل جادوگر
در میارند وا لباسهای جالب می پوشند و میروند در خانه ها را میزنند وخوراکی و شکلات
.می گیرند. من امسال نمیروم اما خواهرم به شکل جادوگر میره
.امیدوارم وبلاگ و نوشته های مرا دنبال کنید
!می بینمتون
|
| |
|
تاريخ انتشار
:
۲۳:۳٠
- ۲٠
آبان ۱۳۸۸
|
|
سلام
|
.خیلی وقت است که ننوشتم چون مریض بودم. اول خواهرم مریض بود و من را هم مبتلا کرد
توی مدرسه ی ما به همه ی بچه های مدرسه واکسن آنفلوانزای خوکی می زنند و نوبت من
.هفته آینده است
.جمعه آینده تولد دوست من است و ما قراره با هم بریم سینما
.است
"new moon"
اسم فیلمی که قراره ببینیم
این فیلم طرفداران خیلی زیادی دارد و بلیط آن را پیش فروش کردند. ما خیلی مشکل
.تونستیم بلیط اون رو گیر بیاریم
به اونهایی که این فیلم رو ندیدند و می خوان ببینند توصیه می کنم که اول
.رو ببینند
"Twilight"
فیلم
.این دفعه خیلی کم می نویسم چون خیلی کارهای عقب افتاده دارم
!بای بای
|
| |
|
تاريخ انتشار
:
۲۳:۳٠
- ۱۷
دی ۱۳۸۸
|
|
سلام
|
.من تعطیلات خیلی خوبی داشتم اما الان مدرسه دوباره شروع شده
.در ایام کریسمس و ژانویه مدرسه ها در سوئد سه هفته تعطیل هستند
من هم در ایام تعطیلات با خواهر و مادرم به خانه مادربزرگم رفتیم و آنجا کریسمس و
.شب ژانویه را جشن گرفتیم
|
| |
دسامبر 2009
|
| |
ما در سوئد در ایام کریسمس، درخت کریسمس را تزیین می کنیم و به همدیگر
.هدیه می دهیم
من هدیه های خیلی قشنگی مثل لباس، کرم، بلیط سینما، پول، کتاب، دمپایی و
.گوشواره گرفتم
اینجا در سوئد روز 31 دسامبر ساعت 12 شب سال تحویل می شود که امسال
سال 2010 میلادی بود. آن وقت همه راکت هایی شلیک می کنند که خیلی قشنگ
.هستند و رنگ های مختلفی دارند
|
| |
ژانویه 2010
|
| |
اینجا رسم است که همه یک چیزی موقع تحویل سال نیت می کنند و به خودشان قول
.می دهند که کاری را در سال جدید انجام دهند. اما نباید موضوع آن را به کسی بگویی
!می بینمتون
|
| |
|
تاريخ انتشار
:
۲۳:۳٠
- ۱۵
بهمن ۱۳۸۸
|
|
سلام
|
سال آینده من دوره دبیرستانم رو شروع می کنم. من الان شروع کردم به دبیرستان های
مختلف میرم تا یکی را برای سال آینده ام انتخاب کنم. شنبه پیش یک دبیرستان رو دیدم و
.این شنبه به دبیرستان دیگه ای می رم
البته این دبیرستان ها هستند که از ما کلاس نهم ایها برای بازدید از دبیرستانشون دعوت
می کنند. آنها سعی می کنند ما رو تشویق کنند که دبیرستان اونها رو برای درس خوندن
.انتخاب کنیم
من می خوام دبیرستانی رو انتخاب کنم که رشته کامپیوتر خوبی داشته باشه. من می خوام
در رشته کامپیوتر ادامه تحصیل بدم. اکثراً پسرها در این رشته ادامه تحصیل می دهند. در
یکی از کلاسهای دبیرستانی که هفته پیش در آنجا بودم سی تا پسر و فقط دو تا دختر
.درس می خواندند
.فردا تو مدرسه می خواهیم توپ لاستیکی و کریستال درست کنیم
.من یک کلاس موزیک را در مدرسه شروع کرده ام. می خوام گیتار یاد بگیرم
!می بینمتون
|
| |
|
تاريخ انتشار
:
۲۳:۳٠
- ۲۵
بهمن ۱۳۸۸
|
|
سلام و روز قلب ها مبارک
|
دیروز با مامان و خواهرم رفتبم سینما. فیلمی که دیدیم اسمش "آواتار" بود که
.به صورت سه بعدی نمایش داده می شد
|
| |
آواتار
|
| |
داستان فیلم درباره یک مردی است که وارد یک دنیای دیگر می شود و آنجا یاد می گیرد که
.همانند مردمان سرزمین جدید زندگی کند
مردم آنجا آبی رنگ هستند و اسمشون آواتاره. فکر کنم بابای من هم بدش نمیومد که
.اونجا زندگی کنه چون استقلالیه
.فیلم خیلی خوبی بود و من دوست دارم آن را دوباره ببینم
.هفته دیگه قراره از طرف مدرسه بریم یک پیست اسکی و اسکی بازی کنیم
من امسال وقتی خونه مادر بزرگ و پدربزرگم بودم چند دفعه به پیست نزدیک خونه اونها
.رفتم و اسکی بازی کردم
اینجا امسال زمستان سردی بوده و برف زیادی باریده. دیروز هم خیلی برف اومد و
.شاید باز هم برف بیشتری بیاد
!دفعه دیگه می بینمتون
|
| |
|